ذبيح الله صفا

1026

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

اثر مشهور او كه مقام مهمّى در تاريخ مثنويهاى عاشقانهء فارسى دارد منظومهء معروف به « مهر و مشترى » است كه موضوع آن داستان عشق پاك منزّه از لوث شهوات جسمانيست ميان مهر پسر شاپور پادشاه اصطخر و مشترى پسر وزير شاپور . بنابر ادّعاى عصّار وى اين منظومه را بر اثر پيشنهاد يكى از دوستان ساخت زيرا او شاعر را ملامت كرده بود كه باآنكه در همهء انواع شعر داد سخن داده چرا بمثنويهاى عاشقانه توجه ننموده است « 1 » و به همين سبب عصار مصمّم بساختن منظومهء خود شد و موضوع آن را از عشقهاى معمولى بيرون برد و بعشقى كه از علّت شهوت پاك باشد ، يعنى عشق افلاطونى ، منحصر كرد « 2 » . بدين‌ترتيب عشق « مهر » و « مشترى » نوعى از دوستى عريق و عميق و عارى از هواجس نفسانى است كه اين‌دو جوان از روزگار كودكى و ايّام تعلّم در دبستان تا پايان حيات نسبت بهم داشتند و براى يكديگر پاكدلانه جانبازى مىنمودند . درين داستان حوادث گوناگون « مهر » پادشاهزادهء اصطخر را تا دشت قفچاق و ولايت خوارزم كشانيد و او مطلوب خود را كه « ناهيد » دختر خوارزمشاه بود در آن ديار يافت و از زناشويى آن دو پسرى پديد آمد كه تخت شاهى را بجمال خود آراست و « مهر » كه همزمان با مرگ « مشترى » بدرود حيات گفت با دوست ديرين خود در يك‌جا به خاك سپرده شد . پيداست كه عصّار در نظم اين داستان بخسرو و شيرين نظامى نظر داشت ولى در

--> ( 1 ) - : چرا در مثنوى گفتن نكوشى * نزيبد چون تو بلبل را خموشى چه باشد گر كتابى نغزسازى * كه دستورى بود در عشقبازى مگر كارى كنى اين‌بار بارى * كه باشد از تو زيبا يادگارى ( 2 ) - : بيارم لعبتى از پرده بيرون * كه گردد بر جمالش عشق مفتون پس آنگه كردم از راه درايت * ز مهر و مشترى با وى حكايت از آن عشقى ز هر علت معرا * وز آن مهرى ز هر شهوت مبرا . . .